من یه مردابم
-
تاریخ: 1392/6/31 ساعت: 16:46
من يه مردابم عزيزم با حضورت جون ميگيرم گل نيلوفر نازم تو بري بي تو ميميرم تو چشات مثل يه ماهه تو نگاهت آروم جونه خنده هاي بي نظيرت دلمو كرده ديوونه حسرت ديدن چشمات هيچ وقت يادم نميره هر زمانی كه تو نيستي ساعتم رو نمي گيره
کاش!!!!
-
تاریخ: 1392/6/12 ساعت: 16:43
ﮐﺎﺵ ﺻـــــــــــﺪﺍﯼ ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺩﻣﺎﺭﻭ ﻣﯿﺸــﺪ ﺑﻮﺳــــــــــــــــــــﯿﺪ! ﻣﺨﺼﻮﺻــــــــــــﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺳﻤﺘــــــــــــــﻮ ﺻﺪﺍ ﻣــــــــــــــــــــــــــــــﯽ ﺯﻧﻦ
دروغ
-
تاریخ: 1392/6/12 ساعت: 16:38
چگونه در این چشم های زیبا جا داده ای این همه دروغ را؟!
غم
-
تاریخ: 1392/6/12 ساعت: 16:32
اگر یار مرا دیدی به خلوت بگو ای بی وفای بی مروت غمم دادی و غمخوارم نکردی سروکارت به فردای قیامت
جرم عشق
-
تاریخ: 1392/6/9 ساعت: 1:20
درونم غرق طوفان ولی توو ظاهر آرومم به جرم عاشقی تا کی به این تنهایی محکومم؟؟؟
از من نپرس چقدر دوست دارم
-
تاریخ: 1392/6/8 ساعت: 17:08
از من نپرس چقدر دوستت دارم اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم بگو معنی تمرین چیست ؟ بریدن از چه چیز را تمرین کنم ؟ بریدن از خودم را ...
آیینه
-
تاریخ: 1392/6/8 ساعت: 16:46
آیینه پرسید که چرا دیر کرده است نکند دل دیگری او را اسیر کرده است خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است تنها دقایقی چند تاخیر کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است شاید موعد قرار تغییر کرده است خندید به سادگیم آیینه و گفت احساس پاک تو را زنجیر کرده است گفتم از عشق من چنین سخن مگوی گفت خوابی , سالها دیر کر...
سکوت دیگه بسه !!!
-
تاریخ: 1392/6/8 ساعت: 16:08
سکوت دیگر کافیست!!! بغضم در گلویم گره خورده . . . جان هر کس که دوست داری بشکن . . . و رهایم کن . . . ! ! !
خیانت...
-
تاریخ: 1392/6/8 ساعت: 16:06
خیانت قشنگی بود ... تهیه کننده : دوستم کارگردان : عشقم
خسته ام
-
تاریخ: 1392/6/8 ساعت: 15:19
خسته ام! همه ميگويند: مگر كوه كنده ايي؟ كسي نميداند كه دل كنده ام
تکیه کن...
-
تاریخ: 1392/6/8 ساعت: 14:51
اگر میخواهی به من تکیه کنی ، تکیه کن... فقط بدان که من دیواری ترک خورده هستم... تحمل تکیه دارم اما ضربه را نه...
دل نوشته هام ....
-
تاریخ: 1392/6/8 ساعت: 13:39
گاهی دلم می خواد خودم رو بغل کنم! ببرم بخوابونمش! لحاف رو بکشم روش! دست ببرم لای موهاش و نوازشش کنم! حتی براش لالایی بخونم، وسط گریه هاش بگم: غصه نخور خودم جان! درست میشه!درست میشه! اگه هم نشد به جهنم... تموم میشه... بالاخره تموم میشه...!!!
تنها
-
تاریخ: 1392/6/8 ساعت: 13:30
ازش پرسیدم : تا کی عاشقمی؟ گفت : عشق که تا نداره!!!!! ولی حالا دیگه نیست و من تا آخر عمرم تنهام!
مرگ تدریجی ...
-
تاریخ: 1392/6/7 ساعت: 17:18
این روزها تلخ میگذرد دستم میلرزد از توصیفش! همین بس که: نفس کشیدنم در این مرگ تدریجی مثل خودکشی است با تیغ کُند....
هی غریبه!!!1
-
تاریخ: 1392/6/7 ساعت: 16:25
هـِــے غریبــْـﮧ ! قیــآفـت خیلـْے آشنـآست من و تو قبلا جـآیـے همـבیگرو نـَבیــבیـم ؟ آهـ ـآن . . . یـ ـآבم اومـَـב یــﮧ روزآیـے یــِﮧ خاطره هـآیـےْ بـآ هـَم בآشتیم یـآدمــﮧ اون موقع בم از عشْق میزבے هــْﮧ . . . انـْقـבر مــآت نگـ ـآم نکـُن عشِقتْ حـَسوבیـشْ میشـِـﮧ !